مرتضى مطهرى

455

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

قبلا يك مرتبه‌اى از عينيت دارد كه آن مرتبه را اصطلاحا « ثبوت » مىناميم « 1 » . آنوقت اينها آمده‌اند مطلب را به اين نحو گفته‌اند كه پس معدوم بر دو قسم است : معدوم ممكن و معدوم غير ممكن . معدوم ممكن را مىگوييم ثابت است و معدوم غير ممكن را مىگوييم منفى است . بنابراين هر موجودى ثابت است ولى هر ثابتى موجود نيست ؛ ممكن است يك شىء ثابت باشد و در عين حال معدوم باشد . از آن طرف نقطهء مقابل ثبوت ، نفى است . هر منفىاى - كه همان ممتنعات باشد - معدوم هست ولى هر معدومى منفى نيست . پس نسبت ميان ثبوت و وجود عموم و خصوص مطلق است و ثبوت اعم از [ وجود ] است ، چنان كه نسبت ميان نفى و عدم هم عموم و خصوص مطلق است ولى عدم اعم از نفى است ، چون هميشه نقيض اخص اعم است و نقيض اعم اخص . اين حرفى بوده است كه بعضى متكلمين گفته‌اند . آيا اين بحث ، لفظى است ؟ ممكن است كسى خيال كند كه اين يك بحث لفظى است و اينها خواسته‌اند سر لغت « ثبوت » و لغت « وجود » و سر لغت « نفى » و لغت « عدم » بحث كنند ؛ ولى چنين نيست ، اين يك بحث لفظى نيست ، بحث فلسفى است . اينها نخواسته‌اند سر لفظ بحث كنند كه آيا اين لفظ چنين است يا چنان است . اينها دنبال لفظ نيستند ، بلكه دنبال معنى هستند ، مىخواهند بگويند اين لفظ را ما در اينجا اصطلاح كرده‌ايم و واقعا معدوماتى كه ممكن الوجود هستند قبل از وجودشان يك مرتبه‌اى از عينيت و يك مرتبه‌اى از نفس الامريت را اشغال كرده‌اند . حتى بعضى اين مطلب را از برخى حرفهاى عرفا نيز استنباط كرده‌اند ؛ يعنى گفته‌اند شايد آن حرفى كه عرفا به نام « اعيان ثابته » مىگويند ناظر به همين مطلب باشد . البته حرف آنها را ديگران به نحو ديگر توجيه كرده‌اند ولى بعضى هم به همين شكل توجيه كرده‌اند ، يعنى حرف آنها را با حرف متكلمين يكى كرده‌اند و گفته‌اند آنها كه قائل به اعيان ثابته در علم ربوبى هستند مىخواهند بگويند ماهيات در علم ربوبى يك نحو ثبوتى دارد ولى وجود

--> ( 1 ) . - مىتوانيم بگوييم « قابليت موجود شدن » . استاد : قابليت كه صرف قابليت و صرف امكان بخواهد باشد نه ، بلكه اصلا خود او به نحوى در عالم اعيان عينيت دارد .